1-دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد درامد دشتی
2-آه از ان نرگس جادو که چه بازی انگیخت
وه از ان مست که با مردم هوشیار چه کرد درامد دشتی
3-اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار
طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد بیات راجه
4-برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد عشاق
5-ساقیا جام می ام ده که نگارنده غیب
نیست مغلوم که در پرده اسرار چه کرد عشاق
6-آن که پر نثش زد این دایره مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد بیات راجه
7-فکر عشق آتش عم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد عشاق دشتی شور
1-زکوی یار می اید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی درامد ماهور
2-چو گل گر هرده ای داری خدا را صزف عشرت کن
که قارون را زیان ها داد سودای زر اندوزی گشایش
3-جو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست
مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی خاوران
4-ندانم نوحه قمری به طرق جویباران چیست
مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی شکسته چهارگاه
5-به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بیا ساقی که جاهل راهنی تر میرسد روزی درامد چهارگاه
6-طریق کام جستن چیست ترک کام خود کردن
کلاه سروری ان است که از این ترک بردوزی زابل
7-جداشد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع
که حکم اسمان این است اگر سازی اگر سوزی شوشتری ماهور